صفتِ سگ - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
يك صبح سردِ،سرد ميكشتند سگهاي كوچه گرددرويشي داد ميزد كه سگان را نكشيدآخر اين كار ندارد هيچ فرجام خوشيسگ صفت آن است كه مالت را ربودنمكي خوردو نمكدانت را شكوندما كه متمدن بوديم هر روز جنايت كرديمبين اينهمه كثافت كشتن سگ نيست دواي درديسگ ها را نكشيد چونكه وفا ميميرداز كشتن سگ،سگ صفتي درس نميگيرد
مي ترسم - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
وهم دارم كه همچون منِ؛ديوانه نباشيتا كه جو برهم بريخت گويي كه مي خواهي جدا شيمي ترسم كه چو من عاشق و بيمار نباشيبازيگر و روباه صفت و دل مرده باشيمي ترسم قطعه اي از من بسازي دل ببازمدلهره دارم دمادم همدم و همراه نباشيمي ترسم بروي و منِ ساده ؛روز و شب عزا بگيرمهركسي از تو ببرسد حال من ؛هيچ خبردار نباش...
چه مي داني؟؟ - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
تو از اشك هاي يك پيرزن مريض چه ميداني؟از بارش هوا؛كفش هاي پاره؛جوراب خيس چه ميداني؟از كسي كه همه عمرش لقمه ناني و دل خوش شداز هواي سردو چكه سقف ؛از ديدن خون در سرفه هاي سخت چه ميداني؟از حسرت دختران دم بختِ؛دست تنگ از ديدن عروس نو بخت چه ميداني؟من از تو و ما ؛اين منِ مغرور سخت بيزارم انكه ما سرخاب خو...
تنهايييييي - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
از روبه رو خانه ي كوچكمان راه به سوي جاده اي خاكي استنيمه ي شب از پنجره سايه ي آشنايي ديدمپا برهنه بي حجاب در پي او دويدمتند قدم بر ميداشت از خانه و شهر گذشتبوي خاك و عطر دود بر مشامم نقش بست خستگي مرا نشاند غريبه پيشم نماندميرفت و زير لب قطعه اي زيبا مي خواندريه هايم مملو از بوي نفس هايش گشتبا صداي...
عشق اول - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
يك نفر هست كه ميان اينهمه،به چشمِ من زيباتر است واسه من واژه ًتُ ً از شما چندين برابر پر مُصماتر است نر،و نامرد زياد است اما؛او فقط مرد من است حال من بي او در آشوب در كنارش حالم اما بهتر است عشق اول بود يقين دارم كه عشق آخر است AfsanM 08:00
تُ - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
مي خواهم بزنم نام تورا فرياد؛تا بگويي جانم!!! دوستت دارم،دوستم داري خودم هم خوب مي دانم نشود شب ،نزنم پلك،نشوي دور،قدرِ چشم هم زدني از تو پنهاني ندارم تقريبا كل اين شهر ميدانند تو همه جان مني دستِ من راسفت بگير از پيش من جايي نري بين اين همه دروغ تو بوي (انسان)ميدهي عطرِ دل انگيز تو بر جسم من جان مي...
اي كاش....... - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
كاش!! ميدانستي و دور نميشديكاش!برعكس من،تو صبور نميشديكاش!براي پاهاي خسته ام پل عبور نميشديكاش براي گريه زنانه ام كوه غرور نميشديمن از اين وابستگي ميترسم آه نگو از من يذره خسته اي ميترسماين جماعت ميكوشد دست ما را از هم جدا كندكاش نقشه شان نگيرد سهم من شي اي كاش،خدا كند00❤️00online
طًُ - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
هاله اي اشك در چِشمم وز چهره ات چيزه زيادي يادم نيستدر نبودت از غروب جمعه ها دلگير تر،ديگر در اين عالم نيستكي؟كجا بي ياد تو من زيستم يادم نيستتو كه باشي همه چيز هست ،گر نباشي با جهان كارم نيستاي سياه