گزارشی از زنده ایم هنوز - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 22:50
زنده ایم هنوز در این گزارش، تازه‌ترین اطلاعات درباره «زنده ایم هنوز» را می‌خوانید. نفرینی نکن اگر او بخواهد حتیفردا را نیز زنده‌ایمهنوز زنده‌ایم نبض داریمنفس می کشیمدر موها و ناخون‌هایمانکه بی ضربان قلب نیز رشد می‌کندحتی فردا را نیززنده‌ایم هنوزدر آن هنگام که قضاوت می شویمزمانی که محکوممان می کنند ب...
بگذارید زنان زندگی کنن؛ روایت کامل - تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 22:50
بگذارید زنان زندگی کنن گزارشی از مهم‌ترین نکات مربوط به «بگذارید زنان زندگی کنن». دختری شاد و رها بودم که مرد چرب زبان گیرم کردبا زخم زبان دیگران پیوسته درگیرم کردتا آمدم در اوج جوانی بال و پر باز کنم سنگینی وعده های پوچ او زمین گیرم کردبا نام رقیه ع خون در شیشه کندبا عقده و کینه دین را پیشه کند ای ...
زنده ایم هنوز - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 11:43
نفرینی نکن اگر او بخواهد حتیفردا را نیز زندهایمهنوز زندهایم نبض داریمنفس می کشیمدر موها و ناخونهایمانکه بی ضربان قلب نیز رشد میکندحتی فردا را نیززندهایم هنوزدر آن هنگام که قضاوت می شویمزمانی که محکوممان می کنند به بی تدبیریلیاقتمان را می سنجندآینده مان را پیش بینی می کنندرای صادر می کنندو شاید به خو...
شهید ابراهیم هادی - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 11:43
سلام حضرت ساقي سلام ابراهيمسلام کرده ز زلفت جواب ميخواهيمسحر رسيد و نسيم آمد و شبم طي شدبه شوق بادهي تو ما هنوز در راهيمتبر به دست بيا که، دوباره بت شدهايمطناب و دلو بياور، بيا که در چاهيمهزار مرتبه از خود گذشتي و رفتيهزار مرتبه غرق خوديم و ميکاهيمتو از ميانهي عرش خدا به ما آگاهو ما که از سر غفل...
حسین ع - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 11:43
من ضرر کردم و تو معتمد بازاریبار ما را نخریدند…تو برمیداری؟!.مثل طفلی که زمین خورده دویدم سویتآمدم گریه کنم، حوصله ام را داری؟.داغ یک بوسه دو سال است به جانم ماندهبه همین گریه مگر تازه کنم دیداری.پدرم گریه کنت بوده و آقا! من همبه جز از گریه برای تو ندارم کاری.کربلایم ببری یا نبری خود دانیبند قلاده م...
دلتنگي - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
دلم تـــــــــنـــــــــــــگ است برای یک عاشقانه ی آرام...!!! که بشینم روی پاهات...!!! بگذاری گله کنم...!!! از همه این کابوسهایی که چشم تورا دور دیدهاند...!!! دلتنگی را بهانه کنم سرم را پنهان کنم در گودی گلویت...!!! تمام ریه ام را پر کنم
mehmet❤️ - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
Seni her yerde gördüm, seni her yerde buldum, aynanın önünde yürürken bile yanindaydım, yanında oturan kafeye giderken bile, ya da sokakta seninle konuşurken boşluğunu gördüm + نوشته شده در دوشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۹ ساعت 18:57 توسط افسانه ام |
زندگي با تو - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
دلم ميخواهد در خنكاي شب تمام خيابان هاي شهر رابا تو قدم بزنم از اينكه چه شب ها تا صبح نفسهايت را شمرده ام براي تو زندگي كنم با تو بسازم با تو بخندم با تو ببازم از پا نيافتم حالا كه زحماتم دارد به بار مي نشيند هنوز خيلي كارها مانده كه با تو بايد انج
آغوش تو - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
مــی بـــوســمــتـــــــــ آنــقــــــدر کــــه طــــــرح لــــبـــــــ هــــــایــــم روی انـــدامـــتــــــــ بــــمــــــانــــد .. مـــیـخـــــواهــــم هــــمــه بــــدانــنـــــد کـــــه آغـــــــوش تــــــــــو قــــلــــــــمرو مـــــــن اســــتـــــــــ + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مرداد ۱...
اسارت تو - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
در من حكومت نظامي شده نمي توانم تورا داد بكشم نمي توانم تصوير دوتاييم با تو را به سينه ام بچسبانم و معابر شهر را قدم بزنم فضا را براي از نوشتن و از تو گفتن از من گرفته اند حس عجيبي دارد خفگي انگار كه در بيداري بختك به جانت افتاده هر روز به دست تو ش
قاعده پیری - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
من تو را میبینم می ستایم در دلم که برای دل من به آب و آتش میزنی من تو را می طلبم از اعماق تنم شاید می دانی شاید بی خبری می خواهم که مرا بشناسی اما نه امروز منتظر میمانم که به وقت پیری عصای دستت شوم سوی چشمانت شوم عصرهای جمعه بهترین مادربزرگ برای نوه هایت شوم بهترین راوی برای نقل عشق ایام جوانیمان شو...
بی عنوان - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
عشق حسابش از همه چیزو همه کس جداست عشق به خانواده عشق بی انتخاب و شیرینیه از وقتی چشم باز میکنی پیشتن میدونی تو هر شرایطی هستن میدونی هرطور که باشن دوسشون داری میدونی پشتتو خالی نمیکنن میدونی تا آخرش میمونن و میمونی باهاشون اخر سر هم همه اعضا نیمه
.بی عنوان - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
آخر داستان میبینی یه عمر به چیزای واهی دلبستی، اونجایی که مراعات آدمارو می کردی که بفهمن دوسشون داری ولی احساس زرنگی میکردن ،اونجایی که چیزای خوبو فقط واسه خودشون خواستن. بعضی وقتا دلت میخواد مثل بقیه باشی مثل اونا زندگی کنی درس بخونی، جوانی کنی ،عا
Free - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 20:26
زخم جفاي تو به تن دارم اما گله اي نيست اوج پيري همان است كه جواني ولي،حوصله اي نيستچشم بر هم زدم و آخر پاييز شد پس تو،كي تو ميشوي كاسه ي صبرم دگر لبريز شدبي صدا مي خواهمت،شعرهايم مال تو خوب همين يك جرعه جان هم ،هديه امسال توبه چشمانت كه زل ميزنم جان
تو حلال مني❤️ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:59
نمي ترسم از طوفان چون كناره منيتو نفس به نفس هواي منيدست و بالم پُر،دارو نداره منيتو پاك ترين گناه مني عاشق شدن گناه نيست با تو❤️تو حلال ترين ،حلال منيAfsan❤️Monline
دل دست توست - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:59
دل به خود آمدو ديدم به تو بيمار شدهدر قطحي و سيل و اين گراني به تو دلدار شدهاندكي مرد عمل باش و بحالم بنگرحال روزم بس عجيب وصل به حال تو شدهمن دگر حريف من نيست دلم به تو رواني شده❤️Afsan❤️Monline
پايان با شكوه - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:59
مرگ چه پايان باشكوهي است::وقتي همه ي دردها را پاك ميكندمي گذاري و ميروي و تماشا مي كنيخندهاي معشوقه ات را با ديگريعكس هاي يادگاريت را در چمدان خاك خوردهگهگاهي گريهاي نيمه شب مادريي كه عروسيت را نديدام
انكه من دارمش بهترين آدم دنياست❤️ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:59
ديدن دزدكي تو،لذت بخش ترين خلاف دنياستانكه من ميخواهم زيباترين ادم دنياستهمه در سمت مخالف اما خدا هميشه بين ما دوتاستاين روزها همه ي شهر حواسش پي ماستاز برم دور نشو كه ميشوم آوارهحتي وقتي پيشمي دلم هو
❤️❤️❤️❤️ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:59
تو آن شعري كه من جايي نميخوانم❤️
فال قهوه - تاریخ: 1397/12/6 ساعت: 20:22
خواستم اينبار بگم ميخواهمت اما نه، ته خط بود راست ميگفتي غرور لعنتي آفت جان من بود فال قهوه هم گرفتم مثل رفتارت با من تلخ بود فال بين مي گفت:كه در فنجانت رد پاي خسته يك مرد بود ضربه بر فنجان زدم،از سر رسوا شدن وجودم سرتا پا ترس بود دوست داشتم بشنوم بيشتر ز تو اما،عرصه برايم تنگ بود بهر يك آدم مغرور ...